تابستان برای معلم ها تعطيل نيست

من علاوه بر اينکه لباس روحانی به تن دارم معلم هم هستم همانطور که می دانيد در تابستان  معلم ها  تعطيل می شوند. حال فکر می کنيد يک مليون معلم در اين سه ماه  مشغول چه کاری هستند؟در پاسخ بايد گفت معمولا معلم ها مشغول استراحت ، مطالعه وتجديد قوا برای سال آينده می شوندويااگر پس اندازی داشته باشند دست زن وبچه را می گيرند وبه سفر می روند!

اما اگر می خواهيد از حال روز معلم ها در اين سه ما ه تعطيلی بيشتر مطلع بشويد شرح حال من را با حوصله بخوانيد .برای من تابستان تعطيل نيست..در تابستان  کار من شده است خواندن کتاب ،بيشتر آنها تاريخی است ، چون از اول مهر باید به دانش آموزان بگویم که در گذشته هاچه بر سر کشورشان آمده است!..کتاب دیگری که در تعطیلات می خوانم کتاب تعلیم وتربیت شهید مطهری است راستش قرار است آموزش وپر ورش   به طور غیر حضوری از این کتاب  امتحان بگیرد ودر عوض ۲۰ ساعت گواهی خدمت بدهد..(خدا بدهد برکت!)به یقین اگه این ۲۰ ساعت نبود هیچ کس به سراغ مطالعه اين کتاب نمی رفت!..

در تابستان بغير ازمطالعه کارهای ديگری هم دارم!مثلادر تعطیلات بیشتر ازگذشته در خانه کمک می کنم که چند نمونه را بهتر است بگويم: پنبه متكاها را در آوردم  وهمان كاري كه اسمش را بلد نيستم انجام دادم (يعنی با ميله افتادم به جون پنبه ها) در منزل جارو برقی می کشم، هر روزپله هارا با دستمال خيس تميز می کنم، پتو می شورم،  ظرف می شورم جون براتون بگه لباسها را از لباس شوئی در می آورم پهن می کنم..سبزی پاک می کنم گاهي وقتها غذا درست مي كنم،تازه قراره  ترشی هم بگذارم !... از شما چه پنهان تازگی ها دختر کوچکم بعد از رفع حاجت یاد گرفته است حقير سراپاتقصير را صدا می زند!!سرتان را درد نياورم هزارتا كار كوچك وبزرگ ديگر..البته گفته باشم همه این کارها در درجه اول برای رضای خدا است و از طرفی می دانم  که خانم ها از کار کردن شوهرهايشان در منزل خوششان می آيد اما حاج خانم عقيده ديگري دارد او مي گويد:تعطيلات است و برای سرگرمی خودتان است که کمک می کنید!!..در هر صورت هم در شرع وهم در قانون آمده است که وظيفه زن کار کردن در خانه نيست حتی زن می تواند برای کارهای روزه مره خود از شوهر اجرت بگيرد که اتفاقا در هنگام طلاق همين کار را می کنند!بگذريم

داشت يادم می رفت در تابستان به مدت یک ماه سرگرم مداوای مادرم بودم که سخت گرفتار دیابت با مقدار ۴۵۰ است مادر با این قند بالا هر دوچشمش آب مروارید گرفته است ودیگر به سختی می بیند هر طور شده یکی از چشمانش را عمل کردیم..از خواهرم بگویم که  به مدت سه سال است که گرفتار( ام .اس) شده است و به سختی راه می رود او هم دندا نش درد می کرد..که دست او راهم گرفتم بردم به دندان پزشکی ودر چند جلسه دندان او راهم پر کردم...هنوز نوبت خودم نشده است بايد حواسم باشد که تا تابستان تمام نشده است خودم را حسابی چکاب بکنم .وآماده وقبراق سر کلاس بروم!

امروزه بافعاليت هاي ديگری تعطيلات را سپری می کنم مثل گرفتن موش هاي موزي كه بد جوري اعصاب خانواده را بهم ريخته است تا به حال موفق شده ام هفت تا موش را به كام مرگ برسانم تازه مبارزه با ملخ ها ي رنگارنگ وعجيب وغريب وقوباغه ها ي كوچك بزرگ وانواع مورچه مارمولك!هم جاي خود دارد كه مقداري از وقت ما را به خود مشغول كرده است!( منزل ما در منتهي اليه شهر قرار دارد)..

  بعضي وقتها هم به كوچه سرك مي كشم  وقتي كسي نبود يواشكي با پسرم ودخترم دوچرخه ها را برمي داريم ومي رويم براي دوچرخه سواري  يا شبها وقتي كوچه تاريك است مي آيم بيرون براي دويدن..

داشت يادم مي رفت روزهاي فرد پسرم را بايدداخل شهر بياورم براي شركت در كلاسهاي فوق برنامه كه فوتبال وطراحي را برايش انتخاب كرده ايم راستش قرار بود بفرستم يك كلاس رزمي من معتقدم كه يك فرد بايد امروز دفاع شخص را ياد بگيرد حتي دختر خانم ها لازم است كه به اين كلاس ها بروند! اما متاسفانه برنامه جواب نداد وفوتبال را برايش انتخاب كردم .. (چه فايده همه اش پسرم را داخل دروازه مي گذارند امروز موقع آمدن بهش گفتم مي روي اون وسط مي ايستي كه الا بالله من بايد بازي كنم!)..خلاصه من در روزهاي فرد تا ساعت يازده مي آيم درسايت آموزش وپرورش يا سازمان تبليغات  واز اينترنت استفاده مي كنم..وروزهاي فرد را هم به اين شكل سپري مي كنم..خواندن روزنامه وپی گير ی حوادث روز از جمله از فعاليت های اينجانب می باشد..بالاخره انتظار داريديک معلم در تابستان چکار کند که مانکرديم ..کتاب خوانديم !دوا ودرمان کرديم !موش گرفتيم! ترشی گذاشتيم!..کار منزل راانجام داديم..ديگه همين از دست يک معلم درتابستان بر می آيد..کمی وکاستی هاراشما به بزرگواریتان ببخشيد..

نوشته : ali در ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٥


تماس با نویسنده

اللهم اخرجنا من الظلمات الوهم واكرمنا به نور الفهم , اللهم افتح علينا ابواب رحمتك و انشر علينا من خزاين علومك , برحمتك يا ارحم الراحمين

آرشیو وبلاگ

صفحه نخست
اسفند ٩٠
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤


لنیکستان

منبرنت
کشکول جوانی
هلوع
صریر
نگاهی از دور
چند قدم نزدیکتر به خدا
روستای فطرت آباد
بچه های قلم
مجال
روزنگار يك معلم
بر بال های پرنده آبی
زندگی يعنی توکل بر خدا
لوطی
يادشتهای استشهادي فدای سيد علی
فقیه
تجلـّيگاه و تخلـّيگاه احساس!
پایگاه حجت الاسلام سلیمیان

نقد و بررسی وبلاگ طلاب و روحانیون

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی